روزهای زرد

 

 یک روز  اگر توی خیابان چشم هایمان
افتاد روی همدگر فکر می کنی
من یا تو یا کداممان زودتر بلند
از روی داغی آسفالت می شویم ؟
شاید اگر چه تو ،  از من گذر کنی
مانند ناشناس ترین آشنای من
یک کودک زیبا به دنبال توست ، وای
مادر شدی تو ، مادر .. ؟!.... خدای من !
می ایستد ، دلم ، زبانم و بودنم
اما تو می روی که نشانم دهی چه تلخ
آن روزها گذشت برایت بدون من
آن روزها چه تلخ .. آن روزها چه زود ...
خالی بدون تو ؛ خالی بدون من .


!! نوشته شده توسط سیب ترش | ۱:٢٩ ‎ب.ظ | پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ نظرات ()

دل نوشته

 

   سلام

امروز نیومدم واسه دل بقیه بنویسم امروز واسه دل خودم فقط خودم،خودی که نبودن تو رو همیشه در کنارش احساس میکنه. هر سال وقتی ایام محرم  به  حسینه  میرم  یاد تو       می افتم به یاد شستن ظرف های تو حسینیه که نظری بود برای بر گشتن تو آره واسه خودت .امسال سال ششم بود که من داشتم این کار رو میکردم آخه بی معرفت برگرد دارم بدون تو فنا میشم فکر کنم یه شش ماه پیش بود که صداتو شنیدن میخواستم از ته دل بخندم درست مثل دیوانه ها اما طرز برخورد تو خندم تو گلوم تبدیل به بغض کرد غزاله وقتی چند روز پیش عکست رو تو facebook دیدم اونقدر خوشحال شدم که تو پوست خودم نمی گنجیدم و اگر هنوزم مثل سابق وبلاگم رو میخونی برگرد همه چیز فرق کرده ببین شش ساله منتظرتم، برگرد...

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ٧:٥٢ ‎ب.ظ | جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ نظرات ()

 

 

    مانده ام تنها وسط یک بیابان و حس تلخ تصمیم ، تصمیمی که شاید زندگیم را تلخ تر     کند...

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ | سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ نظرات ()

نجاتم بده

   دخترک احمق روزی ٢ ساعت توی نت دنبال لباس عروس می گردد بی آنکه هنوز آویزان   شده باشد...

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ٩:٢۸ ‎ب.ظ | دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩ نظرات ()

عریان

 

   خودم را پشت دود سیگار پنهان کرده ام تا نبینند چه دارد به حالم می آید!

 

 

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ٩:۳٤ ‎ب.ظ | جمعه ٢٩ امرداد ۱۳۸٩ نظرات ()

 

 

  دلم برای کودکیم تنگ شده.

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ نظرات ()

 

 

  گذشت دو سال چندی از زمان، حال دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست؛

 لبهایی که از سرعشق بر لبانم آرام می گرفتند کو ؟

 این طعم لب کس دیگری ست؟

 و زمانه ای که خیانت شهرت است نه خفت !

 

 

 

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ نظرات ()

 

 

   سیب کال ترش بین زمین و هوا

 

 

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸ نظرات ()

صفر

 

 

   در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهد

 با همه تلخی شیرینی خود میگذرد

عشق ها می میرند       رنگها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ      دست ناخورده به جا می ماند

((تجربه نشون داده که واسه تشکر زوده ، ولی گلن ازت ممنونم واسه تمام بودن هات))

 

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ | دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧ نظرات ()

نوروز

 
 

   نوروز تجدید خاطره بزرگیست ؛ خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت.
  نخستین روز بهار ، گویی نخستین روز آفرینش است.
  اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، بی شک آن روز؛ نوروز بوده است.

 

!! نوشته شده توسط سیب ترش | ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ | دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧ نظرات ()